close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
شعر و ادبیات
پستوخانه سبز من
فردا برای این است که بدانی می توانی آرزو کنی،برای آنکه آرزوهایت نمیرند به فردا فکر کن.
آخرین ارسال های انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازدید ها آخرین پست دهنده
طراحی محوطه دانشگاه تکنولوژی سیدنی 2 1413 reyhane
پارک کودک 2 862 reyhane
شیرینی با خمیر هزارلایه 8 1521 elmira
اصن یه وضی!!! 1 628 reyhane
شیخ!!! 0 517 reyhane
کاشی سبز 3 720 reyhane
نیمکت های متصل 2 643 ali
سایت پلان2 0 621 ali
Milton Street Park | Los Angeles USA | SWA Group 0 604 reyhane
گوش خوشمزه! 2 411 gitana

قبول داری اگه بخوای بعضی چیزا رو با زبونت تعریف کنی ،میزنی معنی اونو کلا داغون میکنی؟

من امروز کاملا به این مورد ایمان آوردم اساسی!!!

بعضی چیزا فقط با قلبت با روحت میتونی معنی شون کنی...

بعضی جاها باید به زبونت بگی :هییییس! یکی دیگه داره حرف میزنه!




نوع مطلب : شعر و ادبیات، مسیحا ایرانی، نکته دانی، 
برچسب ها : معنی سکوت،،

امتیاز : :: نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 86


شنبه 03 خرداد 1393 :: 11 قبل از ظهر

 

 

بهانه دستان تو را دلم میگیرد...چیز زیادی نمی خواهد این دل بی نوای من...فقط تو را از تو می خواهد...همین




نوع مطلب : شعر و ادبیات، مسیحا ایرانی، 
برچسب ها : دل من،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 102


یکشنبه 13 مرداد 1392 :: 0 قبل از ظهر

 

عشق

 

شکسپیر گفت: من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم، ... انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات عشق بورز .. خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و .. قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن قبل از اینکه بنویسی » فکر کن قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی » ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن قبل از تنفر » عشق بورز زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر{#51}

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : شکسپیر،عشق،زندگی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 95


دوشنبه 24 تير 1392 :: 2 قبل از ظهر

 

مممم

خدایا ما را با روزی هایمان امتحان کردی...و ما زود ناامید شدیم...زود فراموش کردیم که تویی که روزی می دهی...تا آنجا که روزی را که بخشش توست، حق مسلم خود دانستیم!

بارالها...به ما یقین درست و راست بده تا باورمان شود، بخشنده تویی، تا به رنج و سرگردانی نیوفتیم...

آرامشی ناب در دل بیانداز تا بیهوده این در و آن در نزنیم...




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : مناجات،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10
تعداد بازدید مطلب : 93


سه شنبه 18 تير 1392 :: 0 قبل از ظهر

رنگ دنیا

دنیا به رنگ همان عینکی است، که تو از ورای آن به جهان مینگری...




نوع مطلب : شعر و ادبیات، مسیحا ایرانی، نکته دانی، 
برچسب ها : رنگ دنیا،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 88


دوشنبه 17 تير 1392 :: 8 قبل از ظهر

روزی سگی دانا بر گروهی گربه می گذشت.وقتی به آنها نزدیک شد دید که به او اعتنائی ندارند و به کار خود مشغولند.ایستاد و آنها را نگاه کرد.یکی از گربه ها از جا برخاست، نگاهی به دوستانش کرد و به آنها گفت : دعا کنید برادران مومن.من به راستی می گویم که اگر دعا کنید و باز هم با حرارت و اشتیاق دعا و تضرع کنید فورا باران موش!!! بر سر شما خواهد بارید.

سگ دانا چون حرف او را شنید در دلش خندید و از آنها روی برگرداند و با خود گفت : چقدر این گربه ها ابله اند!!! و چقدر چشم ادراکشان کور است! آیا در کتاب ها ننوشته اند، و آیا من و پدرانم نمیدانیم که آنچه با دعا و تضرع می بارد،موش نیست بلکه استخوان است؟!

جبران خلیل جبران- دیوانه




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : جبرران خلیل جبران، کتاب دیوانه،سگ دانا،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 111


چهارشنبه 05 تير 1392 :: 6 بعد از ظهر

اندیشه

نه ایدئولوژی می تواند به آفریدن جهانی جدید کمک کند

نه یک ذهن جدید

نه یک بشر جدید

اندیشه، مرز و سرحد را خلق می کند

اندیشه، تقسیمات را خلق می کند

و اندیشه ،تعصبات را می آفریند

و اندیشه خودش می تواند به آنها پل بزند

اکنون انسان باید بیاموزد که با ، بایدها و نبایدها زندگی کند.

اما وقتی ذهن به هیچ ایدئولوژیی محدود نمی شود.

پس آن ، آزاد برای حرکت کردن به سوی ادراکی نو است

و آن وقت، رهایی به سوی هر آنچه خوب است ، پیش می رود...

 

زیبایی هیچ کس نبودن-جی .پی .واسوانی -ترجمه یلدا توفیقی




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : ایدئولوژی ، اندیشه،زیبایی هیچ کس نبودن،یلدا توفیقی، جی پی واسوانی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 105


سه شنبه 04 تير 1392 :: 8 قبل از ظهر
زندگی...
زندگی بدون عشق ،به درختی می ماند بدون شکوفه و میوه.عشق بدون زیبایی ،به گل هایی می ماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند...
زندگی ،عشق و زیبایی ، یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا می شوند و نه تغییر می کنند.
    
جبران خلیل جبران



نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : جبران خلیل جبران،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 75


جمعه 24 خرداد 1392 :: 5 بعد از ظهر

                             قلب من

آرامش ...هدیه ی قلب های بزرگ به دیگران است...باید روح بزرگی داشته باشی تا به دیگران چیزی از وجود خودت را ببخشی...پس قلب من...آرام و عاشقانه به تپیدن ادامه بده...به سان یک پر،سبکبال...به سان یک رود، جاری...به پهنای آسمان،آبی و به شوق یک عشق،پرخروش باش...آبی باش...قلب من




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : قلب آبی،قلب،آرامش،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 82


دوشنبه 20 خرداد 1392 :: 0 قبل از ظهر

کوچه باغ

آدم های در حال حرکت، همیشه از کوچه های تنگ،باریک، و پهن و بزرگ می گذرند.

از خیابان ها ، از باغ ها ، از...

اما هیچکس از خودش نمی پرسد:

آیا قبل از من هم 

کسی از اینجا رد شده بود؟

 

وقتی ماهی ها خوابند- اشرف صابری نمین




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : کوچه باغ،آدم ها،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 133


سه شنبه 07 خرداد 1392 :: 5 قبل از ظهر

سوختن کبریت...

شمعی که می سوزد، یک جا آب میشود و خاموش.

کبریت که می سوزد،بالاخره خاموش می شود.

اما دلی که می سوزد ، نه آب می شود و نه خاموش!

 

وقتی ماهی ها خوابند-اشرف صابری نمین




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : سوختن دل، نکته دانی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 87


دوشنبه 06 خرداد 1392 :: 8 قبل از ظهر

دزدی نکن جانم!!!

یکی از چیزهای بامزه این دنیای (دور از جان شما)خر تو خر{#18} این است که هرچه دزدی بزرگتر باشد، دزد عزیز،قدر بیشتری می بیند و بر صدر بالاتری می نشیند و برعکس.فکر نکنین تازگی ها اینجوری شده، نه از همون زمان ژان والژان (راستی کسی از سرنوشت کزت خبر داره؟) که به خاطر دزدین تکه نانی به 25 سال زندان با اعمال شاقه محکوم شد،{#27} و شاید حتی زودتر از آن ، اوضاع و احوال اینجوری بوده و فک کنم حالا حالاها اینجوری باشه.حالا بامزه تر اینکه اگه اینکارو یه کشور در حق کشور دیگری بکنه، دیگه حتی دزدی هم محسوب نمیشه تا چه رسد به اینکه مجازاتی هم داشته باشه...مثلا همین میلیاردها دلار ناقابل دارایی های بلوکه شده ایران در بانک ها ی خوشگل آمریکا یا کتیبه های باستانی ایرانی موجود در دانشگاه شیکاگو یا مثلا مولانا جلال الدین بلخی(مولوی خودمون!) رو از مواخر ترکیه دانستن و خلیج فارس رو خلیج عربی کردن و ابن سینا رو فیلسوف عرب !!! دانستن و...و این بنده ناچیز ترسم از آن است که مدتی دیگه سلمان فارسی رو هم سلمان عربی بنامند و حافظ شیرازی و متولد برلین و ملاصدرا رو اهل لس آنجلس!!!

نتیجه اخلاقی{#107}:برای سلامتی خودتان هم که شده ، لطفا دزدی کوچک نکنین!!!

 

...به شرط چاقو - محمد رضا آتشین صدف




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : دزدی!،عکس دزد،شیکاگو،سلمان فارسی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 77


دوشنبه 06 خرداد 1392 :: 5 قبل از ظهر

لوتی!!!

لوتی هم لوتی های قدیم...اگه نظر منو بخواین که میگم کلا نسل اون بندگان خدا مثل دایناسورهای نگون بخت منقرض شده{#79}

آخه یکی نیست  بگه شمایی که تیریپ لوتی و لوتی گری برداشتی...آره داداش !!! شما رو میگم...این رسمشه؟ نه جدی این رسمشه؟...حالا مثلا چی شد؟ پا شدی اومدی برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردی...که چی ؟ مثلا با خودت فک کردی با این قیافه از فیلتر شورای نگهبان رد میشی؟...برفرض هم که رد شدی...فک کردی چند نفر تو ایران مغزشون پاره سنگ برمیداره و به شما رای میدن؟ یا مارو مسخره کردی یا خودتو{#78}...به جای این کارا بهتر نبود دنبال اصلح میگشتی؟...از شما خواننده گرامی یه سوال دارم...واقعا چی به سر مردم ما اومده که فک میکنن تو هر کاری استادن و حتما باید تو هر سوراخی یه سرکی بکشن؟{#33}

پس چی شد اون مرام لوتی های قدیم؟...آه نفس کش{#79}...





نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : انتخابات، ریاست جمهوری، ثبت نام کاندیداها،

امتیاز : :: نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3
تعداد بازدید مطلب : 92


یکشنبه 05 خرداد 1392 :: 9 قبل از ظهر

چند وقته سراغ مادربزرگت نرفتی؟

 مادربزرگ 

 

سلام مادربزرگ... 

سلام همه ی مادربزرگ های ایران... 

 که اگه دعای شما نبود،اون والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین هایی که موقع رفتن  برامون می خوندین و بهمون فوت می کردین نبود،اون لبخندتون نبود،آخ که تو چه چاله هایی که گیر میکردیم و چه گره هایی که به زندگی مون می خورد و چه خنسی هایی که توشون دست و پا میزدیم... 

ببخش...ببخش که همیشه چشمت به دره...ببخش که جز دلشوره و دلواپسی چیزی برات نداریم...ببخش که اینقدر بی وفاییم...ببخش... 

اگه هنوز هست...اگه پیشته...دستش رو ببوس 

اگه هنوز هست...اگه ازت دوره...گوشی تلفن رو بردار 

اگه نیست...اگه از دستش دادی...یه فاتحه براش بخون 

                                                                                                                                                                                          یا علی {#51}

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : مادربزرگ،عکس،عکس توپ!،

امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 4
تعداد بازدید مطلب : 85


شنبه 04 خرداد 1392 :: 4 قبل از ظهر

مترسک

یک بار به مترسک گفتم: از تنها ایستادن در این باغ خسته نشدی؟ 

در جواب گفت:در ترساندن لذتی است که از آن خسته نمی شوم، برای همین از کارم راضی ام و احساس خستگی نمی کنم. 

لحظه ای فکر کردم سپس گفتم: راست می گویی،من هم این لذت را چشیده ام. 

در جوابم گفت: این طور فکر می کنی؟طعم این لذت را کسی نمی داند مگر آنکه چون من از کاه پر شده باشد. 

او را ترک کردم و رفتم و ندانستم که آیا از من تعریف می کرد یا مرا خوار می داشت. 

سالی گذشت و مترسک فیلسوفی دانا شد.وقتی بار دوم از کنارش می گذشتم،دیدم دو کلاغ زیر کلاهش لانه می سازند. 

  

دیوانه - جبران خلیل جبران

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : جبران خلیل جبران،مترسک،فلسفه،کلاغ،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 79


جمعه 03 خرداد 1392 :: 9 قبل از ظهر

 

سادگی

 

جان من ببین چی خریده...دو سه تا انار و یه هندونه و یه طالبی کوچیک... 

مرکبش هم یه دوچرخه ساده اس. 

شاید اصلا زندگی ساده اس ...شاید ما داریم  پیچیداش می کنیم... 

نمی دونم ...این عکس خیلی حال منو عوض کرد... 

یاد این شعر سهراب افتادم... 

ساده باشیم ...

ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت... پی آواز حقیقت بدویم.

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : سادگی،عکس دوچرخه،سهراب سپهری،

امتیاز : :: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6
تعداد بازدید مطلب : 94


پنجشنبه 02 خرداد 1392 :: 11 قبل از ظهر

تحریم...

کی گفته بحث تحریم کردن فقط مال سیاسته؟

کی گفته فقط بقیه باید ما رو تحریم کنن؟

به نظر من گاهی اوقات باید بعضی آدم های اطرافمون رو تحریم کنیم...

از فکر و روحمون...از تفکرمون...از قلبمون...

تعدادشون زیاد نیست،اما تحریمشون به شدت به نفع آدمه...

من از همین جا،هر موجود دوپایی رو که مفاد قوانین قلب و روح و تفکر بقیه رو نقض میکنه، از فکر و روح خودم و هر انسان با شرافتی ، به شدت تحریم میکنم...

یه تحریم بدون بازگشت...

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : تحریم،سیاست،انسان،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 82


چهارشنبه 01 خرداد 1392 :: 7 قبل از ظهر

در دنیایی که همه چیز گران است

                                              ما چقدر ارزانیم...

 

دنیای گران                                                                                                                   

 

 

 

 وقتی ماهی ها خوابند-اشرف صابری نمین

 

 

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : دنیای گران،گرانی،ارزانی،آدم های ارزان،،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 99


دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر

         انار

زمانی در دل اناری زندگی می کردم،روزی دور هم جمع بودیم، دانه ای گفت:در آینده درخت بزرگی می شوم،باد در شاخه هایم آواز می خواند و نور آفتابرویبرگهایم می رقصد و با گذشت فصل ها قوی و تنومند خواهم شد. 

دانه دیگری گفت:ای دوست،چقدر نادانی!من هم وقتی کوچک بودم مثل تو آرزوهای دور و درازی داشتم.ولیکن بعد از آنکه توانستم همه چیز را با اندازه و مقدار بسنجم،دانستم که همه ی آرزوها بیهوده بود. 

دانه سوم گفت:اما من،آینده ی بزرگی در خودمان نمی بینم. 

دانه چهارم گفت:اگر در آینده چیزی نشویم پس زندگی ما بیهوده است. 

دانه پنجم گفت:چرا برای آینده دعوا می کنیم،در حالی که نمی دانیم امروز چه هستیم؟ 

دانه ششم گفت: تا ابد همین که هستیم باقی می مانیم. 

دانه هفتم گفت:آینده در ذهنم بسیار روشن است ولی نمی توانم با کلام آن را تشریح کنم. 

سپس دانه هشتم و نهم و دهم و بالاخره همه ی دانه ها به سخن آمدند.از زیادی صدا چیزی نمی فهمیدم. 

در آن روز، انار را ترک کردم و در دل بهی ماوا گرفتم،چون دانه هایش کم اند ، در سکوت و آرامش زندگی می کنند.

  

 دیوانه-جبران خلیل جبران

 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : جبران خلیل جبران،دیوانه،انار،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 86


دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر


حوض وارونه!!!                                                         

وقتی همه چی تو این دنیای قرو قاطی ،قاطی پاتی میشه!خوب طراح های این پارک هم به این نتیجه رسیدن که به جای یه حوض و دو تا ماهی و یه گلدون،که البته نگهداری ازشون کلی هزینه داره! یه حوض مصنوعی با ماهی های سنگی بذارن.برعکسشم بکنن تا از نظر هنری یه خلاقیتی کرده باشن این وسطه!

البته از حق نگذریم این یه المان خوب محسوب میشه، اما...

 

من دلم شکست...

 

نکنه یه روز همه چی مون مصنوعی بشه...دلامون الکی واسه هم تنگ بشه...لبخندهامون الکی بشه...حرف هامون الکی بشه...آرمان هامون الکی بشه...

 

آدم های مصنوعی...فکرهای مصنوعی...دنیای مصنوعی...

 

میترسم...


 




نوع مطلب : شعر و ادبیات، نکته دانی، 
برچسب ها : المان،آدم ها مصنوعی،مدرنیته،،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 94


پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 :: 9 قبل از ظهر


درباره وبلاگ


روزگاریست که سودای بتان دین من است/غم این کار نشاط دل غمگین من است/دیده روی تو را دیده جان بین باید/وین کجا مرتبه چشم جهانبین من است/دولت فقر خدایا به من ارزانی دار/کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

پیوندها
کلیه حقوق این وبلاگ برای پستوخانه سبز من محفوظ است