close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
طنز
پستوخانه سبز من
فردا برای این است که بدانی می توانی آرزو کنی،برای آنکه آرزوهایت نمیرند به فردا فکر کن.
آخرین ارسال های انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازدید ها آخرین پست دهنده
طراحی محوطه دانشگاه تکنولوژی سیدنی 2 1413 reyhane
پارک کودک 2 862 reyhane
شیرینی با خمیر هزارلایه 8 1521 elmira
اصن یه وضی!!! 1 628 reyhane
شیخ!!! 0 517 reyhane
کاشی سبز 3 720 reyhane
نیمکت های متصل 2 643 ali
سایت پلان2 0 621 ali
Milton Street Park | Los Angeles USA | SWA Group 0 604 reyhane
گوش خوشمزه! 2 411 gitana

 

{#18}

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره

اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله !

 

 

 

 

منبع: سایت محشر طنزینه




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : انسان شناسی!،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 83


جمعه 28 تير 1392 :: 8 بعد از ظهر

 

فتوشاپ!!!

دیروز رفتم عکاسی عکس بگیرم....مرده اینقدر با فتوشاپ با عکسم ور رفت که الان نیم ساعته دارم به عکسه نگاه میکنم بلکه بشناسمش{#27}

 


 




نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : عکاسی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 72


سه شنبه 25 تير 1392 :: 12 قبل از ظهر

والیبال

هزار آفرین  به والبالیست های عزیزمون...دمتون گرم دلاورا!!!{#8}




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : والیبال آلمان و ایران،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 79


یکشنبه 23 تير 1392 :: 12 قبل از ظهر

 

بدون شک همتون با سریال پزشک دهکده آشنا تشریف دارین! اگه منصفانه بخوایم بگیم، سریال خوبی بود...اما...اما داره جانم!

تقریبا 8-9 ساله که از پخش دوبله ی این سریال طولانی در صدا وسیما میگذره،اما مسئولین محترم صدا و سیما اصلا نذاشتن ما یاد و خاطره ی این سریال رو از ذهنمون پاک کنیم و هر سال تابستون و زمستون باز پخش این سریال و برامون پخش میکنن!به نظر من به دلایل زیر این سریال سالی دو بار !!!باز پخش میشه:

1- بگن...بله دیدید که ما یه سریال طولانی رو دوبله کردیم چه عالی!!!

2- ما به نظرات شما بینندگان عزیز برای تکرار مجدد این سریال اهمیت میدیم هوارتا!!!!

3- بینندگان درست و حسابی یاد بگیرن  که وسط بیابون ! بخیه بزنن و عمل جراحی مغز و چشم و پیوند پوست و...حسابی ملکه ذهنشون بشه!!!

4- به دلیل وجود مشاوره های خانوادگی که سالی و دکتر مایک تو سریال انجام دادن، امید دارن که آمار ازدواج بالا و آمار طلاق پایین بیاد!

5-چیزی برای نشون دادن به ملت ندارن و جهت حفظ آبرو این کارو می کنن!!!

و اما باید به نمایندگی از تمام مردم ایران، خدمت شما مسئولین محترم صدا و سیما عرض کنم که: با تشکر از اصرار شما در پخش سریال های تکراری!...ای برادر عزیز!!!جون هر کی دوس داری دیگه پزشک دهکده نشون نده!




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : پزشک دهکده، سریال تکراری،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 96


یکشنبه 16 تير 1392 :: 6 بعد از ظهر

 

به این نتیجه رسیده ام که نظر اردک ها درباره ی من به این بستگی داره که من با خود نون دارم یا نه. 


این روزها اقیانوس ها خیلی آلوده ان.یه بار از اون یه کنسرو ماهی تن در روغن،گرفتم!{#27}


موش خانگی من دیروز مرد،زیر چرخ های اتومبیلم ،به خواب رفته بود!!!

 

دانشمندان معتقدن که به ازای هر انسان،3000 نوع عنکبوت بر روی زمین وجود داره.کسی مال منو میخواد؟ من که مطمئنا نمی خوام!{#47}

 

اگر می خوای بدونی ده سال دیگه چه شکل و شمایلی داری ، بعد از یه دوی ماراتون در آینه بنگر!

 

یه بز اهلی داشتم که منو مثه یک صورت حساب پرداخت نشده دنبال می کرد!!!{#48}

 

شکسپیر نوشت: "تمام وکیلان را بکشید" احتمالا این رو قبل از وجود وکیل نوشته !

 

{#86}آموختن انگلیسی مثل اینه که تو شبی که تو آسمان ستاره ای وجود نداره و شمع سازان اعتصاب کردن، از خونه ای تاریک به خونه ی تاریک دیگه ای بری.

 

به خاطر تو ، حتی از موهام هم خون میچکّه.

 

"غیبت"یعنی کسی درباره ی دیگران با تو صحبت کنه. "خسته کننده"یعنی کسی  درباره ی خودش با تو صحبت کنه."محاوره ی درخشان" یعنی کسی درباره ی خودت با تو صحبت کنه!{#18}

 

 

  

تیکه پراکنی-حورزاد صالحی

 




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : مطلب طنز،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 84


چهارشنبه 29 خرداد 1392 :: 5 قبل از ظهر

 تا حالا دقت کردین پشه ها چه زندگی شاد و بی دردسری رو تو ان دنیا میگذرونن؟ 

                                                                                  

 

1-هر وقت هر جا که بخوان میرن،چون به راحتی میتونن پرواز کنن!!!

2-به هیچ عنوان نگران خورد و خوراکشون نیستن(البته تا زمانی که نسل موجودات زنده و بشریت منقرض نشده باشه!!!!)

3-خیلی راحت و آسون به جاذبه زمین غلبه میکنن، و روی سقف خونه استراحت میکنن(پشه های خونه ما که اینطورین!!!){#18}

4-از کوچکترین سوراخ ها رد میشن و بی دعوت همه جا میرن و همیشه هم اسباب عیش و  نوششون برقراره!  چون خیلی کوچولوان و اصولا هیشکی اونا رو آدم حساب نمیکنه!!!

5-موجوداتی بسیار سمج ، سخت کوش و کنه صفت میباشن!!! (اگه دو میلیون بار اونا رو بزنی کنار بازم میان صاف میشینن رو نوک دماغت!)

6-اصولا هیچ مگس کشی نمیتونه اونا رو بکشه! و از این نظر نسبت به سوسک ها و مگس ها برتری دارن!

خوب...اگه منصفانه قضاوت کنیم ؛ غلبه بر جاذبه، پرواز کردن،غذای گرم و آماده!!! مسافرت بدون پاسپورت،بدون پول و بی دردسر با حداکثر امکانات رفاهی!قوی بودن و ناامید نشدن...

لازم نیست همیشه دنبال الگوهای پیچیده برای زندگی کردن باشیم...همین زندگی اجتماعی پشه ها هم میتونه کلی ایده بهمون بده ،نه؟{#19}





نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : بررسی زندگی پشه ها،پشه،کنه،تابستان،نیش ،نوش!،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10
تعداد بازدید مطلب : 75


سه شنبه 28 خرداد 1392 :: 8 قبل از ظهر

زحمت نکش!!!

جان من اینقده زحمت نکش...من راضی نیستم جون خودتو به خطر بندازی..خودش خاموش میشه...باور کن!!!{#18}




نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : آتش نشان آسوده،آتش سوزی،

امتیاز : :: نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 3
تعداد بازدید مطلب : 89


یکشنبه 26 خرداد 1392 :: 0 قبل از ظهر

نی نی

 همه ی ما می دونیم که برای  رسیدن به هر هدف کوچولویی  تو این دنیا اسراری  وجود داره ،چه برسه به هدف بزرگی مثل موفقیت عزیزتر از جان.از همون جایی که هر آدم عاقلی دوست داره ،پله های ترقی رو لااقل دو تا یکی و با سرعت 120 کیلومتر در ثانیه طی کنه،تصمیم گرفتم اسرار مگوی موفقیت رو تو بوق و کرنا و البته ترومپت جیغ بنفش بزنم!!! تا به این عزیزان یک حالی داده باشم اساسی.

 

{#18}اما اسباب موفقیت روز افزون

1- یک عدد بابا با سایز گردن دو x لارج به بالا و در صورت در اختیار نداشتن چنین موردی، با عرض تسلیت فراوان، خدمتتون عرض می کنم که بهره وری از دایی یا عموی گرام واجد شرایط فوق نیز مانعی نداره!

2- حساب بانکی توپ با دست کم نه تا صفر (حساب خود یا حساب هر کس دیگری که بتوان در شرایط مغتضی به اون دسترسی داشت و اقدامات لازم رو انجام داد!)

3-تیپ امروزی خفن و بسته به موقعیت ، تیپ بچه مثبتی.{#27}

4-پر صورتی (پررویی) به میزان لازم.تا در مقابل هیچ تنابنده ای عمرا کم نیاری!!!

5-زبون ، حداقل چهل گز(از واحدهای طولیه.یه دفعه با گز اصفهون عوضی نشه!)

۶-کمربند مشکی  تو یکی از ورزش های رزمی ناکار کننده (ترجیحا بوکس چینی،یا کونگ فو سبک بروس لی){#82}

عزیزان دلبندم!حالا برین با این اسراری که فاش کردم موفقیت کسب کنین.موفقیت از آن شماست!!!

 

...به شرط چاقو-محمدرضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : اسرار موفقیت،بابای گردن کلفت،، پارتی بازی،حساب بانکی،بانک،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 122


سه شنبه 21 خرداد 1392 :: 1 بعد از ظهر

جوجو

سوال فنی: چرا بعضی از دختر خانم ها ناخن هاشون رو می ذارن بلند بشه؟! تازه بعضی ها هم روی اون رو با مداد رنگی نقاشی می کنن؟! حتما می فرمایید برای زیبایی .ولی باید به عرضتون برسونم که این جواب درست نیست.دلیل دارم...آخه ناخن آدم دور از جان شما مثل دراکولا (شاید هم گودزیلا ,بسته به قد و وزن)بلند باشه این کجاش قشنگه؟! نقاشی هم که می کنن ,برای اینه که از وحشت بیننده کم بشه نه این که زیبایی ,زیباتر بشه! البته قبول دارم کلاس داره,ولی کلاس داشتن یه چیزه و زیبا بودن یه چیز دیگه. 

با مراجعه به گنجینه ی با ارزش ادبیات کهن فارسی هم متوجه می شیم که بلند بودن ناخن علاوه بر این که از عناصر زیبایی به شمار نیومده بلکه از چیزهایی محسوب شده که مایه ی تنفر طبع آدمی بوده.به این شعر معروف دقت بفرمایید: 

توی ده شلم رود 

حسنی نگو تنها بود 

حسنی نگو بلا بگو 

تنبل تنبلا بگو 

موی بلند,روی سیاه ,نا خون دراز 

واه و واه و واه

نه چاچالی نه کاکلی نه مرغ زرد کاکلی 

هیچ کس باهاش عاشق نبود 

تنها روی سه پایه بود... 

همون طور که مشاهده می فرمایید در اینجا شاعر,"ناخون دراز"رو در کنار روی سیاه آورده و موجب بیزاری که از تعبیر "واه و واه و واه" فهمیده میشود و در ادبیات بعد هم تصریح می کند که هیچ کس (اعم از کاکلی و چاچلی و مرغ زرد کلاکلی)باهاش عاشق نبود یعنی دوست نبود ,در نتیجه تنها روی سه پایه بود!!! 

اما جواب 

دختر خانمی که ناخنش رو بلند میذاره یعنی این که بعله! من از یه خانواده ی مرفه (از نوع بی درد!) و ثروتمندم و توی خونه هم اینقدر خدم و حشم داریم که لازم نباشه دست به سیاه و سفید بزنم و خلاصه ی مطلب ,من روی پر قو بزرگ شدم ,الانم برای خودم پرنسسی هستم و کلی حرف توی این مایه ها(ر.ک تولستوی ,آناکارنینا!!!) 

این از دختر خانوم ها ی محترم .ولی سوالی که حتی منم جوابش رو نمی دونم اینه که پسره وقتی ناخون بلند میذاره و گاهی(اغلب موارد!) همراه با دو سه من چرگ و خاک زیرشه!!! این دیگه چه رازی داره؟ 

توضیح:البته تصویر بالا به هیچ وجه ربطی به مطلب بالا نداره.ایشون(همون فرد محترم داخل تصویر رو میگم)نازنازی تشریف دارن (اسمشون همینه به جان خودم!) و به هیچ عنوان تمثیلی از دختر خانم ها ی محترم نیستن.یه وقت سوء تفاهم نشه!ایشون فقط یه جوجوی ناز هستن که تو پر قو در حال رشد و نمو هستن.همین!

  

 

...به شرط چاقو-محو رضا آتشین صدف با کمی تا قسمتی دخل و تصرف!

 

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : ناخن دراز،زبون دراز،حسن کچل،مرغ زرد کاکلی،چاچلی،سه پایه ،جوجو،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 106


جمعه 10 خرداد 1392 :: 9 بعد از ظهر

 

نامزد محترم

نامزد محترمی که پا میشی میای تلویزیون!...برادر گرامی!!!دوست عزیز!!!آقای محترم!!!

چرا وقتی بهت 45 دقیقه وقت میدن که از خودت برای مردم بگی،95 دقیقه!!!زیراب بقیه رو میزنی؟!!!{#48}

آقا من به عنوان یه ایرانی و کسی که قرار تو انتخابات به یکی از شماها رای بده میگم...برای من خیلی لذت بخشتره که شما آقایون به جای 45 دقیقه ، فقط 5 دقیقه حرف بزنید ، اما واقعا حرف بزنید! یه چیزی بگید که ارزش شنیدن داشته باشه نه مثل خاله خان باجی ها هی پشت سر هم حرف بزنید!!!{#92}

اخلاق هم خوب چیزیه به خدا...اون وقت اسم خودتون رو هم گذاشتید مسلمون و کاندید اخلاق گرا!...شیطونه میگه !!!!...{#28}{#82} 





نوع مطلب : طنز، طنز سیاسی، نکته دانی، 
برچسب ها : انتخابات ریاست جمهوری، اخلاق انتخاباتی،،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 226


سه شنبه 07 خرداد 1392 :: 12 قبل از ظهر

تو این پست و ان شاءالله پست های آینده می خوام سوتی هایی رو که توی دانشگاه دادم{#23} رو براتون بنویسم{#18}

سوسک!!!!

سر امتحان درس چمنکاری دکتر رسولی بودیم...همین که برگه های سوال و پاسخنامه رو توزیع کردن، من هم مثل بچه های خوب شروع کردم به پاسخ دادن به سوالها...تا  اینکه رسیدم به این سوال: انواع چمن های گرمسیری و سردسیری را نام ببرید!، با دیدن این سوال و فهمیدن اینک نام علمی همشون ناگهانی از ذهن مبارک بنده پاک شده، آهی از اعماق وجود برای بخت بد خودم کشیدم و به سمت پنجره ی کلاس چشم دوختم(کلا حس و حالم فلسفی بود!!!) وقتی خواستم دوباره به سمت برگه سوال ها برگردم، چشمتون روز بد نبینه!یهو دیدم یه سوسک قرمز گنده!!!چسبیده به چادرم!!! {#47}آقا منو میگی !!! یه هووووووووووووم گنده کشیدم و سر جلسه امتحان ، بین اون همه دختر و پسر  پاشدم سیخ وایستادم و شروع کشدم به ایش ایش کردن و بالا و پایین پریدن!!!دیگه به هیچی فک نمیکردم و اصلا حواسم نبود که اینجا کجاس و من کیم!!! الان که فک میکنم میبینم از شدت ترس اصلا قیافه همکلاسی هام رو موقع انجام این حرکات یادم نمیاد!!!تنها چیزی که الان خوب یادمه  قیافه ی زشت اون سوسکس! بعد یکی دو دقیقه بالا و پایین پریدن ، گفتم بذار ببینم سوسکه افتاده یا نه؟ یه دقیقه وایستادم و پایین چادرم و نیگا کردم...آقا سوسکه زده بود رو دست هر چی کنه اس !!! همون شکلی چسبیده بود به چادرم!!!من که اینو دیدم دیگه بدتر از قبل شروع کردم به جیغ زدن و بالا و پایین پریدن!!! دستامم هی اینور و اونور پرتاب میکردم!!!یکی از پسرهای همکلاسیم ، بنده خدا صندلی جلوی من نشسته بود،بیچاره هی از بین دستای من جاخالی میداد، یکی دوبارم نزدیک بود با مشتم بزنم تو سرش!!!

سرتون رو درد نیارم...بالاخره یکی از بین اون همه آدم دلش به حال منه بیچاره سوخت و گفت بذار ببینم چش شده این دختره!!!

دکتر رسولی(استادم) اومد جلو و گفت: خانم اللامی چی شده؟! منم که از شدت ترس به تته پته افتاده بودم گفتم : استاد سو ....سو...سوسک!دکتر رسولی گفت یه دقیقه تکون تکون نخور ببینم!!(باور کنین چون استادم بود حرفشو قبول کردم وگرنه تازه میخواستم از کلاس بزنم بیرون!)دکتر رسولی با دستش!!! (ایییییییییییی) سوسکه رو انداخت رو زمین!!!بعدشم گفت خانم مهندس اینکه فلان سوسکه(اسم علمی شو گفت!!!) شما میخوای مهندس این مملکت بشی چرا از سوسک میترسی؟! بعدشم با پاش سوسکه رو جلوی من له کرد{#44}

وقتی سوسکه افتاد پایین ...تازه منه بیچاره یه نفس راحت کشیدم و تازه اون موقع بود که به عمق فاجعه پی بردم!!!وقتی نشستم رو صندلی دستام یخ یخ بودن و تمام بدنم می لرزید!!!از شدت خجالت دیگه هیچ چی نمیدیم...هر چی هم چمنکاری خونده بودم از مغزم پاک شد!!!یه ربع طول کشد تا حالم جا اومد...بالاخره امتحان رو دادم و اومدم بیرون...تا برسم خونه هر کی منو میدید ، قشنگ یه دل سیر بهم میخندید بعد میرفت!!!خیلی خجالت کشیدم...{#33}




نوع مطلب : طنز، سوتی های من!!!، 
برچسب ها : سوسک،سوتی های دانشجویی،سوتی،،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 92


پنجشنبه 02 خرداد 1392 :: 7 قبل از ظهر


آخ که چه حالی میده یه استکان از این چایی بخوری...

راستی راستی جیگر آدم حااااااااااااااااااااااااااال میاد!!!

 

چایی                                                    

بفرمایید چایی...{#61}

آخیییییییی دستت نمیرسه بخوری؟!{#18}{#19}

 

 

 




نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : چای،چای ایرانی،چای دودی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 83


یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر

 

                                             فیلم هندی

یه وقتی به این فکر می کردم که عامل جذابیت سینمای هند چیه؟{#52} به این نتیجه رسیدم که خیلی چیزها هست... 

یکی از علت هاش به نظر من پایان خوش آنهاست.یعنی اولا داستان بسته می شه پرسشی باقی نمی مونه  که بینده با اوقات تلخ به بغل دستی اش بگه شما فهمیدید آخرش چی شد؟و اون هم با دندان قروچه بگه... نه! {#28}

ثانیا آخر داستان خوشه.یعنی هر چند در طول فیلم به اندازه ی پاک کردن دو گونی پیاز از شما اشک می گیرن،{#33} آخر سر به خوبی و خوشی تمام میشه و تو شادی قهرمان داستان شریک می شی و معمولا فیلم با حرف یا حرکتی طنز آمیز تمام می شه.انگار که یک آب نبات می دن دستت که تا ساعت ها بعد مزه مزه کنی. 

حالا اگر هر چی بالا عرض کردم  رو کاملا برعکس کنید،به یکی از ویژگی های غالب سینمای ایران (و نیز تلویزیون)دست پیدا می کنی به جای آب نبات هم بگذار روغن کرچک! اسمش را هم می گذارن پایان باز! {#27}به عبارتی در طول داستان به اسم (همذات) پنداری!!! ثانیه ثانیه ی مصائب قهرمان داستان را روی سر بیننده ی فلک زده هوار می کنن، آن هم تا حد بغض کردن.حالا اگر گریه ای هم می گرفتن خوب بود، بیننده لااقل تخلیه می شد اما دریغ.حالا دیگر  نمیدونم شگردش را بلد نیستن یا این یک اسمی داره  که من خبر ندارم مثلا زجر کشون! دست آخر هم  که....اصلا چیزی نگم بهتره...بی خیال {#79}

 

...به شرط چاقو-محمد رضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : پایان خوش یا پایان باز،فیلم هندی،فیلم ایرانی،گونی پیاز!، آبنبات،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 84


شنبه 28 ارديبهشت 1392 :: 9 قبل از ظهر

                                                                   استاد و دانشجو

با آب و تاب می گفت توی دانشکده استادی دارن  که تا حالا کسی نتونسته  از درسش نمره ی بالای 13 بگیره و گاهی هم ، همه ی کلاس رو می اندازه.با شنیدن این حرف ها خاطره های متعددی از سخت گیری های این چنینی توی سرم شروع کردن  به  رژه  رفتن  و من هم داشتم ازشون سان می دیدم! 

گفتم: به نظر من اینی که گفتی بر هر چیزی دلالت  میکنه،الا اینکه طرف، استاد خوبی باشه.اصلا هدف از تشکیل یه کلاس چیه؟ مگه نه این که به چند نفر یه چیزی رو یاد بده.خب وقتی تو امتحان پایان ترم بیشتر یا همه ی کلاس می افتن یا به قول شما هیچ کس بالاتر از 13 نمی تونه ازش بگیره ،معناش چیه؟! 

البته قبول دارم از نظر روان شناختی  ممکنه این جور درس دادن و امتحان گرفتن  و نمره دادن  تاثیرات مثبتی واسه بعضی از اوساها(نمیگم استاد ،چون استاد واقعی  در حقیقت یه معلمه بزرگواره.البته بگذریم از اینکه بعضی از همین اساتید نسبت به واژه ی معلم آلرژی حاد دارن و به محض استفاده از این کلمه در محضرشون ،آنچنان که برق سه فاز بهشون وصل شده باشه،خرخره ی دانشجوی بینوا رو هدف می گیرن!!!) داشته باشه.یه جورایی عقده واکنی یا اسم در کردنه ولی  از نظر آموزشی ، باید در صلاحیت این جور استادا شک کرد.از هفت حالت! خارج نیست: 

 1-(خیلی ببخشید!) طرف بی سواده 

 2- شیوه ی تدریسش غلطه 

 3- روش ارزیابی اش اشتباهه   

 4-گزینه ی الف و ب هر دو صحیح است.  

 5- ب و ج صحیح است.  

 6- الف و ج صحیح است. 

7- هرسه صحیح است. 

 8-غیره!

 

البته سخت گیری هم بعضی وقت ها تا حدودی لازمه اما نه حال گیری(که اونم شاید بعضی وقتا لازم باشه)نه له و لورده کردن اعتماد بنفس چند تا جوون بیچاره ،اونم به قیمت هدر دادن استعداد ها و عقده ای کردن فلک زده هایی که از بد حادثه گیر اون افتادن!

 

کاشکی اونجا می بودین و قیافه ی این رفیقم رو بعد از تموم شدم سخنرانی بنده (مخصوصا این آخرش) می دیدین! بلانسبت شما مثل پراید توی گل گیر کرده بود.نمیدونست چی بگه.حسابی کم آورده بود بنده خدا... .

 

 

 

 ...به شرط چاقو-محمدرضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : استاد سختگیر،داشجوی بینوا،بینوایان،ژان وال ژان،کزت،طنز دانشجویی،

امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 9
تعداد بازدید مطلب : 76


شنبه 28 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر

                                                                    دزد!

یه بنده خدایی روی شیشه ماشینش اینو نوشته بود:

 

دزد عزیز با سلام ...

لطفا قبل از شکستن شیشه موارد زیر را مطالعه بفرمایید: 

۱-در طول شش ماه گذشته ۴ بار همین شیشه را عوض کردم. 

۲-ماشین در حال حاضر ضبط ندارد و من هنگام رانندگی با موبایل موسیقی گوش می دهم. 

۳-ماشین زاپاس هم ندارد. و یک ماه پیش یکی از همکاران شما آن را برده است. 

۴-در داشبورد را هم باز گذاشتم تا داخلش را ببینی که چیزی نیست. 

۵-وقتی به نیروی انتظامی ،هنر نمایی همکارانتان را نشان میدهم می گویند برو خدا رو شکر کن که ماشینت را نبرده اند و من هر شب در حال شکرگزاری هستم. 

۶-اگر با تمام این توصیفات قصد سرقت اتومبیل را داری،از درب سمت راست عقب استفاده کن چون خیلی راحت با لنگر انداختن باز میشه و نیازی به دیلم ندارد. 

راستی در باک ماشین هم شکسته،اگر نیاز به بنزین داری تعارف نکن،فکر کنم یکم بنزین داره...{#33}

 

  ببین بنده خدا رو به چه روزی انداختن که کارش به نوشتن نامه برای دزدهای احتمالی کشیده !!!{#27}

در همین لحظه و همین جا ،ما تمام دزد های بی تربیت را محکوم می کنیم!!! بی تربیت ها دزدی نکنین! و گرنه...!{#28}{#82}

 

...به شرط چاقو _ محمد رضا آتشین صدف




نوع مطلب : طنز، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : دزدهای بی تربیت، نامه ای برای دزد، دزد عزیز سلام، طنز اجتماعی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 14
تعداد بازدید مطلب : 153


جمعه 27 ارديبهشت 1392 :: 1 بعد از ظهر

 

                                                  گربه

گربه هم گربه های قدیم...نمیدونم گربه ها دیگه نای شکار کردن ندارن از بس که آشغال خوردن...یا اینکه خروس ها تو این دوره زمونه قولدوربازی در میارن و راس راس زل میزنن تو چشای گربه ها شاید می ترسه اگه یه حرکت نا به جا بکنه خروسه می خوردش!!!

 

سازمان حمایت از گربه های دارای کمبود اعتماد به نفس! و خروس های دارای اعتماد به نفس کاذب!


 




نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : طنز تصویری،خروس پررو،گربه بی عرضه!،حیات وحش،شکار،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 17
تعداد بازدید مطلب : 140


جمعه 27 ارديبهشت 1392 :: 9 قبل از ظهر


راه حل نو،مشکل قدیمی                                               

یکی از مشکلات قدیمی اقتصادی این مرز و بوم افزایش مداوم قیمتها و عدم تناسب اون با افزایش درآمدهاست،که پدر خیلی ها رو آورده جلوی چشماشون! لذا هر روز که به سلامتی از خواب پا میشی، این انتظار منطقی رو بحق داری ،که جنسی رو که دیروز به فلان قیمت خریدی، امروز به قیمتی بالاتر بخری!

تلاش های زیادی از سوی دست اندرکاران مربوط و نامربوط !!!برای حل این مشکل صورت گرفته ولی چنان که افتد و دانی، افاقه نکرده تا همین اواخر که بالاخره هوشمندی مثال زدنی ما ایرانی ها کار خودش رو کرد و تدبیری اتخاذ شده که میره تا این مشکل خانمان سوز رو برای همیشه ریشه کن کنه و انقلابی در اقتصاد کشور پدید بیاره!

 

انقلاب کپرنیکی

در این شیوه ،قیمت و اسم و شکل و شمایل یه جنس رو ثابت نگه میدارن ،اما وزن و کیفیت اون رو تغییر میدن! یعنی مثلا شما یه بسته پنیر رو همچنان 1000 تومن میخری اما وزن اون کمتر شده و احیانا فیتیله  کیفیت اون به میزان دلخواه ،پایین تر کشیده شده!!!هوش و خلاقیت ایرانی رو حال میکنی جانم؟!

به این وسیله خریدار دیگه در اثر افزایش قیمتها کپ نخواهد نمود و هیچ فشاری رو بر جیب و اعصاب و روانش احساس نخواهد کرد و دیگه لزومی  نداره ،تو شب عید در اثر روبرو شدن با قیمت ها به دیار باقی بشتابه!

 

سه نکته: 

1-بر اساس تجربیات نگارنده این راهکار عملی تاکنون تو کالاهایی مثل پنیر، شیر ، دوغ،کیم و تی تاب با موفقیت کامل اجرا شده.امیدواریم که در اسرع وقت نسبت به سایر محصولات هم اقدام مشابهی صورت بگیره، به امید اون روز!

 

2-متاسفانه بعیده که بتوان از این شیوه تو بعضی دیگه از موارد مانند مرغ و تخم مرغ استفاده نمود،چون علیرغم این که مرغ و خروس های عزیز مدت های مدیدیه با آدمیزاد نشست و برخواست می کنن ، اما هنوز به خلق و خوی سابق وفادارن. پس در این باره باید چاره ی دیگه ای اندیشید!

 

3-بر اساس عباراتی اسرار آمیز از شوستر آداموس (پسر خاله ی نوستر آداموس معروف)تا چند ساله دیگه تو ایران ،در بسیاری از کالاها، واحد وزن از کیلوگرم به میلی گرم تغییر خواهد کرد،اما مبنای محاسبه قیمت ،کماکان کیلوگرم باقی خواهد ماند!!!

 

 

 

به شرط چاقو -محمد رضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : گرانی،انقلاب کپرنیکی،طنز اجتماعی،، نوستر آداموس،کم فروشی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 79


پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر

 

1- دل می رود زدستم صاحبدلان انصافتون رو شکر، یه کاری بکنین!!! 

 

 2-توانا بود هر که دانا بود و دانا بود هر که توانا بود.چون دولتی قبول نشد میره دانشگاه آزاد!{#39}

 

3- تو کز محنت دیگران بی غمی، کیف می کنی ولی خیلی بووووووقی{#28}

 

4- نابرده رنج گنج میسر نمی شود.با برده رنج هم این روزا چیز خاصی میسر نمیشه،خیلی به دلت صابون نزن داداش{#48}

 

5- تا توانی دلی بدست آور،یه جایی بدردت می خوره.از من بشنو!

 

6-دیگ به دیگ میگه مظنه ی نخود الان چنده  داش{#83}

 

7- تو نیکی می کن و در دجله انداز، دیگه چی کار داری که ایزد کجا دهت باز؟{#27}

 

8-بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که بد جوری می زنن همدیگه رو لت و پار می کنن. {#74}(خوشبختانه قافیه این یکی درست از آب دراومد)

 

9-چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضوها رو ککشون هم نمی گزه!{#33}

 

10-یه توپ دارم قل قلیه سرخ و سفید و ... ای بابا این که ضرب المثل نیست.{#18}

 

11-هر که بدان بنشست، چند سال آب خنک تو شاخشه.{#47}

 

12-فلفل نبین چه ریزه،آخ مادر جان !!! دهنم سرویس شد!{#14}

 

13-تا توانی می گریز از یار بد،یار بد بدتر بود از هواپیماهای مسافربری خطوط هواپیمایی وطنی!!!{#18}

 

14- اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده، بدون بابای دختره جوابش کرده، چهار چرخ با زاپاس پنجر نموده.نزدیکش نری که خیلی خطریه.اگه خواستی بری حتمابا تیزی برو.جوری هم بگیر که ببینه. {#27}(پدر آمرزیده ها این قدیمی ها هم چه ضرب المثل های عریض و طویلی واسه خودشون ساختن!){#18}

 

15-انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس تا یک دفعه ناغافل دخلت نیاد عزیز دل برادر!!!

 

16- در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست(ای بابا منتظر چی هستی؟ همین خودش یه ضرب المثله.حتما من باید چیزی بهش بچسبونم؟چه آدمایی تو این دور و زمونه پیدا میشن؟! عجبا!!!{#28}

 

 

 

...!!!به شرط چاقو-محمد رضا آتشین صدف با اندکی دخل و تصرف





نوع مطلب : طنز، طنز خالی!!!، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : طنز،ضرب المثل،مطلب خنده دار،،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 68


چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 :: 11 قبل از ظهر


درباره وبلاگ


روزگاریست که سودای بتان دین من است/غم این کار نشاط دل غمگین من است/دیده روی تو را دیده جان بین باید/وین کجا مرتبه چشم جهانبین من است/دولت فقر خدایا به من ارزانی دار/کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

پیوندها
کلیه حقوق این وبلاگ برای پستوخانه سبز من محفوظ است