close
دانلود فیلم
طنز اجتماعی
پستوخانه سبز من
فردا برای این است که بدانی می توانی آرزو کنی،برای آنکه آرزوهایت نمیرند به فردا فکر کن.
آخرین ارسال های انجمن
عنوان مطلب تعداد پاسخ ها تعداد بازدید ها آخرین پست دهنده
طراحی محوطه دانشگاه تکنولوژی سیدنی 2 1282 reyhane
پارک کودک 2 770 reyhane
شیرینی با خمیر هزارلایه 8 1105 elmira
اصن یه وضی!!! 1 577 reyhane
شیخ!!! 0 472 reyhane
کاشی سبز 3 654 reyhane
نیمکت های متصل 2 585 ali
سایت پلان2 0 546 ali
Milton Street Park | Los Angeles USA | SWA Group 0 529 reyhane
گوش خوشمزه! 2 355 gitana

 

{#18}

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره

اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله !

 

 

 

 

منبع: سایت محشر طنزینه




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : انسان شناسی!،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 77


جمعه 28 تير 1392 :: 8 بعد از ظهر

 

بدون شک همتون با سریال پزشک دهکده آشنا تشریف دارین! اگه منصفانه بخوایم بگیم، سریال خوبی بود...اما...اما داره جانم!

تقریبا 8-9 ساله که از پخش دوبله ی این سریال طولانی در صدا وسیما میگذره،اما مسئولین محترم صدا و سیما اصلا نذاشتن ما یاد و خاطره ی این سریال رو از ذهنمون پاک کنیم و هر سال تابستون و زمستون باز پخش این سریال و برامون پخش میکنن!به نظر من به دلایل زیر این سریال سالی دو بار !!!باز پخش میشه:

1- بگن...بله دیدید که ما یه سریال طولانی رو دوبله کردیم چه عالی!!!

2- ما به نظرات شما بینندگان عزیز برای تکرار مجدد این سریال اهمیت میدیم هوارتا!!!!

3- بینندگان درست و حسابی یاد بگیرن  که وسط بیابون ! بخیه بزنن و عمل جراحی مغز و چشم و پیوند پوست و...حسابی ملکه ذهنشون بشه!!!

4- به دلیل وجود مشاوره های خانوادگی که سالی و دکتر مایک تو سریال انجام دادن، امید دارن که آمار ازدواج بالا و آمار طلاق پایین بیاد!

5-چیزی برای نشون دادن به ملت ندارن و جهت حفظ آبرو این کارو می کنن!!!

و اما باید به نمایندگی از تمام مردم ایران، خدمت شما مسئولین محترم صدا و سیما عرض کنم که: با تشکر از اصرار شما در پخش سریال های تکراری!...ای برادر عزیز!!!جون هر کی دوس داری دیگه پزشک دهکده نشون نده!




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : پزشک دهکده، سریال تکراری،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 81


یکشنبه 16 تير 1392 :: 6 بعد از ظهر

نی نی

 همه ی ما می دونیم که برای  رسیدن به هر هدف کوچولویی  تو این دنیا اسراری  وجود داره ،چه برسه به هدف بزرگی مثل موفقیت عزیزتر از جان.از همون جایی که هر آدم عاقلی دوست داره ،پله های ترقی رو لااقل دو تا یکی و با سرعت 120 کیلومتر در ثانیه طی کنه،تصمیم گرفتم اسرار مگوی موفقیت رو تو بوق و کرنا و البته ترومپت جیغ بنفش بزنم!!! تا به این عزیزان یک حالی داده باشم اساسی.

 

{#18}اما اسباب موفقیت روز افزون

1- یک عدد بابا با سایز گردن دو x لارج به بالا و در صورت در اختیار نداشتن چنین موردی، با عرض تسلیت فراوان، خدمتتون عرض می کنم که بهره وری از دایی یا عموی گرام واجد شرایط فوق نیز مانعی نداره!

2- حساب بانکی توپ با دست کم نه تا صفر (حساب خود یا حساب هر کس دیگری که بتوان در شرایط مغتضی به اون دسترسی داشت و اقدامات لازم رو انجام داد!)

3-تیپ امروزی خفن و بسته به موقعیت ، تیپ بچه مثبتی.{#27}

4-پر صورتی (پررویی) به میزان لازم.تا در مقابل هیچ تنابنده ای عمرا کم نیاری!!!

5-زبون ، حداقل چهل گز(از واحدهای طولیه.یه دفعه با گز اصفهون عوضی نشه!)

۶-کمربند مشکی  تو یکی از ورزش های رزمی ناکار کننده (ترجیحا بوکس چینی،یا کونگ فو سبک بروس لی){#82}

عزیزان دلبندم!حالا برین با این اسراری که فاش کردم موفقیت کسب کنین.موفقیت از آن شماست!!!

 

...به شرط چاقو-محمدرضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : اسرار موفقیت،بابای گردن کلفت،، پارتی بازی،حساب بانکی،بانک،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 95


سه شنبه 21 خرداد 1392 :: 1 بعد از ظهر

جوجو

سوال فنی: چرا بعضی از دختر خانم ها ناخن هاشون رو می ذارن بلند بشه؟! تازه بعضی ها هم روی اون رو با مداد رنگی نقاشی می کنن؟! حتما می فرمایید برای زیبایی .ولی باید به عرضتون برسونم که این جواب درست نیست.دلیل دارم...آخه ناخن آدم دور از جان شما مثل دراکولا (شاید هم گودزیلا ,بسته به قد و وزن)بلند باشه این کجاش قشنگه؟! نقاشی هم که می کنن ,برای اینه که از وحشت بیننده کم بشه نه این که زیبایی ,زیباتر بشه! البته قبول دارم کلاس داره,ولی کلاس داشتن یه چیزه و زیبا بودن یه چیز دیگه. 

با مراجعه به گنجینه ی با ارزش ادبیات کهن فارسی هم متوجه می شیم که بلند بودن ناخن علاوه بر این که از عناصر زیبایی به شمار نیومده بلکه از چیزهایی محسوب شده که مایه ی تنفر طبع آدمی بوده.به این شعر معروف دقت بفرمایید: 

توی ده شلم رود 

حسنی نگو تنها بود 

حسنی نگو بلا بگو 

تنبل تنبلا بگو 

موی بلند,روی سیاه ,نا خون دراز 

واه و واه و واه

نه چاچالی نه کاکلی نه مرغ زرد کاکلی 

هیچ کس باهاش عاشق نبود 

تنها روی سه پایه بود... 

همون طور که مشاهده می فرمایید در اینجا شاعر,"ناخون دراز"رو در کنار روی سیاه آورده و موجب بیزاری که از تعبیر "واه و واه و واه" فهمیده میشود و در ادبیات بعد هم تصریح می کند که هیچ کس (اعم از کاکلی و چاچلی و مرغ زرد کلاکلی)باهاش عاشق نبود یعنی دوست نبود ,در نتیجه تنها روی سه پایه بود!!! 

اما جواب 

دختر خانمی که ناخنش رو بلند میذاره یعنی این که بعله! من از یه خانواده ی مرفه (از نوع بی درد!) و ثروتمندم و توی خونه هم اینقدر خدم و حشم داریم که لازم نباشه دست به سیاه و سفید بزنم و خلاصه ی مطلب ,من روی پر قو بزرگ شدم ,الانم برای خودم پرنسسی هستم و کلی حرف توی این مایه ها(ر.ک تولستوی ,آناکارنینا!!!) 

این از دختر خانوم ها ی محترم .ولی سوالی که حتی منم جوابش رو نمی دونم اینه که پسره وقتی ناخون بلند میذاره و گاهی(اغلب موارد!) همراه با دو سه من چرگ و خاک زیرشه!!! این دیگه چه رازی داره؟ 

توضیح:البته تصویر بالا به هیچ وجه ربطی به مطلب بالا نداره.ایشون(همون فرد محترم داخل تصویر رو میگم)نازنازی تشریف دارن (اسمشون همینه به جان خودم!) و به هیچ عنوان تمثیلی از دختر خانم ها ی محترم نیستن.یه وقت سوء تفاهم نشه!ایشون فقط یه جوجوی ناز هستن که تو پر قو در حال رشد و نمو هستن.همین!

  

 

...به شرط چاقو-محو رضا آتشین صدف با کمی تا قسمتی دخل و تصرف!

 

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، طنز خالی!!!، 
برچسب ها : ناخن دراز،زبون دراز،حسن کچل،مرغ زرد کاکلی،چاچلی،سه پایه ،جوجو،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 89


جمعه 10 خرداد 1392 :: 9 بعد از ظهر

 

                                             فیلم هندی

یه وقتی به این فکر می کردم که عامل جذابیت سینمای هند چیه؟{#52} به این نتیجه رسیدم که خیلی چیزها هست... 

یکی از علت هاش به نظر من پایان خوش آنهاست.یعنی اولا داستان بسته می شه پرسشی باقی نمی مونه  که بینده با اوقات تلخ به بغل دستی اش بگه شما فهمیدید آخرش چی شد؟و اون هم با دندان قروچه بگه... نه! {#28}

ثانیا آخر داستان خوشه.یعنی هر چند در طول فیلم به اندازه ی پاک کردن دو گونی پیاز از شما اشک می گیرن،{#33} آخر سر به خوبی و خوشی تمام میشه و تو شادی قهرمان داستان شریک می شی و معمولا فیلم با حرف یا حرکتی طنز آمیز تمام می شه.انگار که یک آب نبات می دن دستت که تا ساعت ها بعد مزه مزه کنی. 

حالا اگر هر چی بالا عرض کردم  رو کاملا برعکس کنید،به یکی از ویژگی های غالب سینمای ایران (و نیز تلویزیون)دست پیدا می کنی به جای آب نبات هم بگذار روغن کرچک! اسمش را هم می گذارن پایان باز! {#27}به عبارتی در طول داستان به اسم (همذات) پنداری!!! ثانیه ثانیه ی مصائب قهرمان داستان را روی سر بیننده ی فلک زده هوار می کنن، آن هم تا حد بغض کردن.حالا اگر گریه ای هم می گرفتن خوب بود، بیننده لااقل تخلیه می شد اما دریغ.حالا دیگر  نمیدونم شگردش را بلد نیستن یا این یک اسمی داره  که من خبر ندارم مثلا زجر کشون! دست آخر هم  که....اصلا چیزی نگم بهتره...بی خیال {#79}

 

...به شرط چاقو-محمد رضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : پایان خوش یا پایان باز،فیلم هندی،فیلم ایرانی،گونی پیاز!، آبنبات،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 77


شنبه 28 ارديبهشت 1392 :: 9 قبل از ظهر

                                                                   استاد و دانشجو

با آب و تاب می گفت توی دانشکده استادی دارن  که تا حالا کسی نتونسته  از درسش نمره ی بالای 13 بگیره و گاهی هم ، همه ی کلاس رو می اندازه.با شنیدن این حرف ها خاطره های متعددی از سخت گیری های این چنینی توی سرم شروع کردن  به  رژه  رفتن  و من هم داشتم ازشون سان می دیدم! 

گفتم: به نظر من اینی که گفتی بر هر چیزی دلالت  میکنه،الا اینکه طرف، استاد خوبی باشه.اصلا هدف از تشکیل یه کلاس چیه؟ مگه نه این که به چند نفر یه چیزی رو یاد بده.خب وقتی تو امتحان پایان ترم بیشتر یا همه ی کلاس می افتن یا به قول شما هیچ کس بالاتر از 13 نمی تونه ازش بگیره ،معناش چیه؟! 

البته قبول دارم از نظر روان شناختی  ممکنه این جور درس دادن و امتحان گرفتن  و نمره دادن  تاثیرات مثبتی واسه بعضی از اوساها(نمیگم استاد ،چون استاد واقعی  در حقیقت یه معلمه بزرگواره.البته بگذریم از اینکه بعضی از همین اساتید نسبت به واژه ی معلم آلرژی حاد دارن و به محض استفاده از این کلمه در محضرشون ،آنچنان که برق سه فاز بهشون وصل شده باشه،خرخره ی دانشجوی بینوا رو هدف می گیرن!!!) داشته باشه.یه جورایی عقده واکنی یا اسم در کردنه ولی  از نظر آموزشی ، باید در صلاحیت این جور استادا شک کرد.از هفت حالت! خارج نیست: 

 1-(خیلی ببخشید!) طرف بی سواده 

 2- شیوه ی تدریسش غلطه 

 3- روش ارزیابی اش اشتباهه   

 4-گزینه ی الف و ب هر دو صحیح است.  

 5- ب و ج صحیح است.  

 6- الف و ج صحیح است. 

7- هرسه صحیح است. 

 8-غیره!

 

البته سخت گیری هم بعضی وقت ها تا حدودی لازمه اما نه حال گیری(که اونم شاید بعضی وقتا لازم باشه)نه له و لورده کردن اعتماد بنفس چند تا جوون بیچاره ،اونم به قیمت هدر دادن استعداد ها و عقده ای کردن فلک زده هایی که از بد حادثه گیر اون افتادن!

 

کاشکی اونجا می بودین و قیافه ی این رفیقم رو بعد از تموم شدم سخنرانی بنده (مخصوصا این آخرش) می دیدین! بلانسبت شما مثل پراید توی گل گیر کرده بود.نمیدونست چی بگه.حسابی کم آورده بود بنده خدا... .

 

 

 

 ...به شرط چاقو-محمدرضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، 
برچسب ها : استاد سختگیر،داشجوی بینوا،بینوایان،ژان وال ژان،کزت،طنز دانشجویی،

امتیاز : :: نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 9
تعداد بازدید مطلب : 61


شنبه 28 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر


راه حل نو،مشکل قدیمی                                               

یکی از مشکلات قدیمی اقتصادی این مرز و بوم افزایش مداوم قیمتها و عدم تناسب اون با افزایش درآمدهاست،که پدر خیلی ها رو آورده جلوی چشماشون! لذا هر روز که به سلامتی از خواب پا میشی، این انتظار منطقی رو بحق داری ،که جنسی رو که دیروز به فلان قیمت خریدی، امروز به قیمتی بالاتر بخری!

تلاش های زیادی از سوی دست اندرکاران مربوط و نامربوط !!!برای حل این مشکل صورت گرفته ولی چنان که افتد و دانی، افاقه نکرده تا همین اواخر که بالاخره هوشمندی مثال زدنی ما ایرانی ها کار خودش رو کرد و تدبیری اتخاذ شده که میره تا این مشکل خانمان سوز رو برای همیشه ریشه کن کنه و انقلابی در اقتصاد کشور پدید بیاره!

 

انقلاب کپرنیکی

در این شیوه ،قیمت و اسم و شکل و شمایل یه جنس رو ثابت نگه میدارن ،اما وزن و کیفیت اون رو تغییر میدن! یعنی مثلا شما یه بسته پنیر رو همچنان 1000 تومن میخری اما وزن اون کمتر شده و احیانا فیتیله  کیفیت اون به میزان دلخواه ،پایین تر کشیده شده!!!هوش و خلاقیت ایرانی رو حال میکنی جانم؟!

به این وسیله خریدار دیگه در اثر افزایش قیمتها کپ نخواهد نمود و هیچ فشاری رو بر جیب و اعصاب و روانش احساس نخواهد کرد و دیگه لزومی  نداره ،تو شب عید در اثر روبرو شدن با قیمت ها به دیار باقی بشتابه!

 

سه نکته: 

1-بر اساس تجربیات نگارنده این راهکار عملی تاکنون تو کالاهایی مثل پنیر، شیر ، دوغ،کیم و تی تاب با موفقیت کامل اجرا شده.امیدواریم که در اسرع وقت نسبت به سایر محصولات هم اقدام مشابهی صورت بگیره، به امید اون روز!

 

2-متاسفانه بعیده که بتوان از این شیوه تو بعضی دیگه از موارد مانند مرغ و تخم مرغ استفاده نمود،چون علیرغم این که مرغ و خروس های عزیز مدت های مدیدیه با آدمیزاد نشست و برخواست می کنن ، اما هنوز به خلق و خوی سابق وفادارن. پس در این باره باید چاره ی دیگه ای اندیشید!

 

3-بر اساس عباراتی اسرار آمیز از شوستر آداموس (پسر خاله ی نوستر آداموس معروف)تا چند ساله دیگه تو ایران ،در بسیاری از کالاها، واحد وزن از کیلوگرم به میلی گرم تغییر خواهد کرد،اما مبنای محاسبه قیمت ،کماکان کیلوگرم باقی خواهد ماند!!!

 

 

 

به شرط چاقو -محمد رضا آتشین صدف

 




نوع مطلب : طنز، طنز اجتماعی، شاعران و نویسندگان، 
برچسب ها : گرانی،انقلاب کپرنیکی،طنز اجتماعی،، نوستر آداموس،کم فروشی،

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 67


پنجشنبه 26 ارديبهشت 1392 :: 8 قبل از ظهر


درباره وبلاگ


روزگاریست که سودای بتان دین من است/غم این کار نشاط دل غمگین من است/دیده روی تو را دیده جان بین باید/وین کجا مرتبه چشم جهانبین من است/دولت فقر خدایا به من ارزانی دار/کین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

پیوندها
کلیه حقوق این وبلاگ برای پستوخانه سبز من محفوظ است